محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني

تنبيه الغافلين 42

فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )

نشأتهاى وجود ، ومراتب بود ، نمود وجود نيست ، و چون به واقعى دانسته شود كه اين من‌كه مىگويم ، و آن غير من [ است ، گويندهء اين منم ، وخيال كنندهء آنكه او غير من است ، ] هردو نسبت در ذات « برهم » است ، پس بايد كه او خود را « برهم » دانسته و تمام عالم را جلوهء ظهور خود تصور نموده ، اين اعتقاد كند » « 1 » . حقير گويد : پس اى عزيز غافل از حقيقت حال ! ملاحظه فرما سخنان اهل ضلال را و معلوم نما كه چه‌مقدار مشتبه شده است حق و باطل بر بسيارى از مسلمين و خود را تابع احمد مختارصلىاللَّه عليه وآله وحيدر كرّار واهل‌بيت اطهار مىدانند ، و در واقع تابع كفّار هنود وجوكيان بىايمان منكر حشر و نشر ، وارسال رسل وانزال كتب ، وقايل به‌تناسخند . واعتقاد ايشان آن است‌كه چون مرتبهء وصال دست دهد كه به‌اصطلاح ايشان او را « موجه » گويند دگرباره آمدن به اين دنيا موقوف مىشود و چون قطرهء در دريا محوذات بىچون مىشوند ، و از هستى خود فانى و به هستى حق باقى مىباشند ، والّا باز به‌دنيا مىآيند و در صورت حيوان يا انسان ظهور مىكنند ، ومتولد مىشوند . ومختلف است احوال

--> ( 1 ) - / جوگ باسشت : 211 - 213